گردش با کالسکه
دوشنبه گذشته (بیست و ششم خرداد) براي اولين بار آرشو سوار کالسکش کردم با فاطي (عمه آرش) فاصله بین خونه خودمونو تا خونه مامانم اينا پياده رفتيم.
البته يه دوري هم زديم.تا رسيديم يه ساعتي طول کشيد.
نگران بودم که شايد آرش تو کالسکه آروم نمونه.ولي خدا رو شکر اينطور نبود.
خيلي هم دوس داشت.
نيم ساعت اولشو بيدار بود و خيلي آروم بود.بقيشو هم خواب بود.
روز بعدشم دوباره زدیم بیرون.این دفعه آرش زودتر خوابش برد.کمی هم خرید داشتم که گذاشتم تو سبد زیر کالسکه.
با کالسکه کمی از خیابون رد شدن سخت بود.جاهایی که کمی بلند بود فاطی مجبور میشد جلوی کالسکه رو بلند کنه تا بتونیم رد شیم.تو مغازه هایی که پله داشتن رفتن مکافات بود.
فاطی آرشو بغل میکرد منم کالسکه رو میبردم تو مغازه.
برگشتنی آرش بغل فاطی بود منم کالسکه خالی رو حول میدادم.یکی رد شد گفت ا پس بچه ش کو؟؟!!
اینم آرش من.
هرکی رد میشد نگاش میکرد.بیشتر پسرا برمیگشتن تو کالسکه رو نگاه میکردن.

.

قربونت برم که اینقده ناز خوابیدی قند عسلم.



گردش با کالسکه 



